بابا صفرى
37
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
آن را خاموش ميكردند . در نخستين روزها اهالى شهر بتماشاى آن ميرفتند و سخت در حيرت بودند كه چگونه اين چراغ بدون نفت و كبريت روشن مىشود زيرا آنها ، بجز كسانى كه در شهرهاى بزرگ ايران و روسيه آن را ديده بودند ، تصورى كه از چراغ داشتند همان چراغهاى نفتى لولهدار بود كه با ريختن نفت در مخزن و گذاشتن فتيلهاى در آن آمادهء بهرهبردارى ميگرديد و با شعلهء آتش و چوب كبريت روشن ميشد . مردم تعجب ميكردند كه چگونه آنهمه چراغ بيكبار روشن و خاموش مىشود و نيز شيشههاى آنها بچهسان در برابر برف و باران مقاومت كرده نمىشكند حال آنكه لولههاى چراغهاى معمولى با برخورد با كوچكترين قطرهء آب ترك برداشته مىشكند . راديو و سينما هم كه در عهد سلطنت رضا شاه در اردبيل پيدا شدند ، از عوامل اعجابانگيز زمان بشمار ميآمدند . اردبيليان قبل از راديو ، « گراموفون » را بيشتر ديده و با آن و طرز كارش آشنائى داشتند . ابتدا راديو را هم مثل آن مىپنداشتند ولى از سخن گفتن و پخش برنامههاى متنوع آن احساس حيرت ميكردند و ميتوان گفت كه حق هم داشتند . در سيزده سال پيش هنگامى كه راديوها سفر فضائى « يورى گاگارين » « 1 » اولين بشر كيهاننورد را اعلام كردند سراسر جهان در حيرت و تعجب فرو رفتند و چهار سال قبل كه « آرمسترانگ » « 2 » اولين فرد انسانى پا در سطح كرهء ماه ميگذاشت مردم در برابر تلويزيونها غرق بهت و اعجاب بودند . آن روز نيز اردبيليان بتماشاى راديو ابراز علاقه ميكردند و آن را امر خارق العادهاى تصور مينمودند و هرگز باور نميكردند كه كسى مثلا در تهران سخن بگويد و در آن واحد گفتههاى او بدون كوچكترين ارتباط ظاهرى در شهر آنها نيز شنيده شود . اولين سينما در سال 1310 در اردبيل تأسيس گرديد و فيلمهاى صامت آن زمان در معرض ديد مردم قرار گرفت ولى بر اثر اعتقادات مذهبى و تلقينات صورى در اوايل
--> ( 1 ) - گاگارين يك افسر روسى و اولين انسانى بود كه در تاريخ 23 فروردين 1340 خورشيدى از جو زمين خارج شد و پس از يك دور گردش به زمين بازگشت . ( 2 ) - آرمسترانگ آمريكائى اولين بشر بود كه در تاريخ 30 تيرماه 1348 در سطح ماه پياده شد .